
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه محرم
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه صفر
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه ربیع الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الأول
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه جمادی الثانی
-
مناسبتها، وقایع و اعمال ماه رجب
-
سایت قرآنی تنـــــزیل
-
سایت مقام معظم رهبری
-
سایت آیت الله مکارم شیرازی
-
سایت آیت الله نوری همدانی
-
سایت آیت الله فاضل لنکرانی
-
سایت آیت الله سیستانی

![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
ز حمد و شکرِ خدا، شَهد و شِکَّرَم بر لب که ابرِ رحمتِ حق، نازل است در دل شب جهان جوان شده باز از، بهارِ ماه رجب بشارتِ ازلـی میرسد به گـوشِ طـلـب جـواد آل عـلـی زد قــدم در ایـن دنــیـا نـهـم امـام مـبـیـن آمـده ز بـیـتِ رضــا خـدا به کـوری چـشـم تـمـام بدخـواهان دمـیـد در حـرم فـاطـمـه سـحـرگـاهــان رسـید تـاج سرِ بـرتـریـن شـهـنـشـاهـان فـرشتـگـانِ بـهـشـتـی شـدنـد هـمـراهان ز شور و شوق و شعف، حضرت رضا خرسند خـدا بـخـاطـر لـبـخـنـدِ او زنـَد لـبـخـنـد گلی که بعدِ چهل سال، عِدلِ کـوثـر شد ز بیتِ وحی، شکـوفـا شد و معـطر شد چـقـدر بـاعـث خـشـنـودیِ پـیـمـبـر شـد به حلم و علم و عمل، جانشین حیدر شد امـامِ مُـفـتـرَضُ الـطـّاعـۀ جـهــان آمـد مـیِ جــوادالائـمــه بـه کــامِ جــان آمــد میِ جواد بنـوشـید، جـامِ سـرشـار است که میلِ جانِ جهانی به جامِ دلـدار است جهان و هر چه در آن است، مستِ این یار است بهشتِ جود و کرامات و بحرِ اَسرار است ولایـتِ عـلـوی را بـه سـیـنـهاش دادنـد رضا نـوشـت که مـاه مـدیـنـهاش دادنـد کسی که نام خوشـش سـومین محمد شد ز روز آمـدنـش، احـمــدی مـجــدد شـد به عـلـمِ غیب، ز مـیـلادِ خود مـؤید شد ز ابتدای ظـهـورش، مـطـیـعِ سرمد شد شهـادتـین به لـب داشت از ولادتِ خود و عـبدِ صالحِ حـق بود، تا شهادت خود ز کودکی چو به کامش میِ فراتش بود به روز حَرب سلاحش، مناظراتش بود مـعـارفِ عـلـوی، چشمـۀ حـیـاتـش بود علومِ فـاطـمیاَش، کـشـتی نجـاتـش بود مـبـارزان، ز حـدیث عـلـومِ او سـیراب مخالـفـان، ز شـگـِرد هـجـومِ او بیتاب همه قـیـافـه شـنـاسـان، بکارِ خود ناکام مـنـافـقـانِ ز سـعـایـت عـلـیـهِ او بـدنـام خواص، ننگ خریدند و عدهای ز عوام فقط جوانِ رضا ماند و عشق و حسنِ ختام به امـتـحـانِ ولایت، بـصـیـر بـایـد بـود و طـوقِ بـنـدگیاَش را، اسـیـر باید بود جـوان و پـیـر نـدارد، جـهـاد بـایـد کرد به وَعـدههـای ولی، اعـتـمـاد بـایـد کرد هَـمـاره اَرزشِ خود را، زیـاد باید کرد چـنـان جـواد، کـرم بـر عِـبـاد باید کرد جــوادِ آل عـلـی، با فــقــیــر بـنـشــیـنـد گـهـی کـنـارِ یـتـیـم و اسـیــر بـنـشـیـنـد جـوادِ آل عـلـی، چـون عـلـی وفـا دارد به عاشقانِ علی، روز و شب عطا دارد ببـیـن هـوای گـرفـتــار، تـا کـجــا دارد کـه دردِ غـربـتِ زخـم مـدیـنـه را دارد به گـریه گـفت که حق را تمام میگیرم ز خصـمِ فـاطـمـه من انـتـقـام میگـیـرم میان کوچه، که سیلی بروی زهرا زد؟ غـلاف تیغ، به او پیـشِ چـشم مـولا زد چرا به پهلوی مظلومه ضربه، با پا زد؟ ز کـوچه بود، که تا کـربلا حرم را زد اگر شراره به دربِ حرم، نمیافروخت کجا خیامِ حسینی، به شعلهها میسوخت؟
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مناجات ماه رجبی؛ مدح امام رضا علیهالسلام و ولادت امام جواد علیهالسلام
سبکتر میکند با اشکها بار گناهش را به آبِ دیده روشن میکند شام سیاهش را خوشا آن روسیاهی که در این دنیای وانفسا فقط با آه... جبران میکند هر اشتباهش را فقیر و خسته میآید به سمت بارگاه طوس فقط بر آستان دوست میدوزد نگاهش را خوشا هرکس که در سرچشمۀ نهر رجب شسته است همه آلودگیها را و پیدا کرده راهش را پناه آوردهایم امشب به سلطان و چه آرامیم که کرده قسمت بیسرپناهان سرپناهش را رجب سرچشمۀ خیر و دعای «یامن ارجوه» است بخوان در این دعا با شوق، ذکرِ یا الهش را کنار پنجره فولاد، در رؤیای شعبان باش که در آن ماه میبیند، علی رخسار ماهش را
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
امشب از بیت رضا نور به دامان داریم موج شادی به دل و روح و تن و جان داریم حـیدری زاده گـلی نیک نهـاد آمده است خبـر آورده که شب را سحـری پیدا شد قـمــر بــرج ولا را قــمــری پـیــدا شـد گوش کن زمزمۀ دادرس از عرش رسید شیـعـۀ نـاب ز بود تو شد اثـنی عـشری روز چون شمسی و شب برج ولا را قمری جود و احسان تو از شاه خراسان داریم ساقی و باده و جام و می و پیمانه تویی به گل روی رضا شمعی و پروانه تویی باید این پای بر این خوان و بر این خانه کشید
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
اگر دست و بالت کمی خالی است اگر حال و روز تو بیحالی است اگـر آسـمـان در قـفـس میکـشی اگر قـسمـتت بیپَـر و بالی است اگـر کار و بار تو پـیچـیـده و... اگر چند وقـتـی بـد اقـبـالی است اگر تار و پودت گره خورده است اگر غصهها نقشِ این قالی است اگر رنگ و روی تو زرد است و سرد اگر مثل پـائـیـز یک شالی است علاجش فقط یک نفس یا علیست خدا هست با آنکه او با علیست مرا فـارغ از قـیـل و قـالـم کـنید مرا راحت از خـشـکـسـالم کـنید محال است لب را به مِی تر کنم مـرا تـشـنــۀ ایـن مـحـالـم کـنـیـد مـرا بـشـکـنـیـد و بـسـازیـد بـاز تَـرَکهـای روی ســفـالـم کـنـیـد فقط روی چـشمان خود میکـشم از این خانه هرچه"حوالم" کـنید مـرا مـیکـشـانـد دو گـنـبـد طـلا شـب رفـتــنـم شـد حـلالـم کـنـیـد بـبــیــنـیــد رویــای جـبــریـل را مـبــارکتــریـن کــودک ایـل را شـلـوغ اسـت اگـر آسـتـانِ جواد پُر از برکـت است آسـمان جواد گـدایی به شاهی مـقـابل نشـسـت چـههـا میکـنـد تـکـه نـان جـواد پیـمـبـر پـدر با خـدیـجه شد و... رضـا نـیـز بـا خـیــزران جــواد علیاکبرش را بـبـین بعد از این رضـا مـیشـود مـیـهـمـان جـواد شـبـیه نـماز حـسین و علی است نـــمــاز رضــا بــا اذان جــــواد فـقـط شـانـهات را بـه دیـوار نِـه فـقـط زیرِ لب گـو به جانِ جـواد تـو را میدهـد تـا قـیـامـتِ مراد گـره وا کُـنـَد خـاکِ باب الجـواد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
ما را صدا کنید و از این غم رها کنید درد دل شـکـسـتـۀ مـا را دوا کـنـیـد تا خـانـۀ امـام رضـا کـوچـه وا کنید ما را گـدای سـفـرۀ ابن الـرّضا کنید بر پا کـنـید، محـشـر مُلک وجود را مـا بـنـدهایـم درگـه سـلـطـان جود را سـرسـبـزی بـهـار جـوادالائمه است لبـخـنـد روزگـار جـوادالائـمـه است فـیـاض نـامـدار جـواد الائـمـه است ما عبد و سفـرهدار جوادالائمه است جلوه به جلوه آیۀ عظمای حق تویی با این حساب حجّت کبرای حق تویی آنان که سر به خاک سرای تو میزنند آنان که بال و پر به هوای تو میزنند آنان که دم ز صلح و صفای تو میزنند آنان که لب به آب و غذای تو میزنند تاج سـر مـنـنـد و عزیز دو عـالـمند ایـنـهـا شـهـیــد زبــدۀ اولاد آدمــنــد ای نور حقّ، به نور هدایتگرت سلام روح وفا به رسم وفا محضرت سلام تا روز حشر، بر نسبِ اطهرت سلام از نسل پاک فاطمه، بر مادرت سلام ما جانمان فدای عروس پیـمبر است وقتی سلام از لب موسیبن جعفر است هم اینکه گـوشـوارۀ عـرش امـامـتی هـم مِـهـر آســمــان بـلـنـد کـرامـتـی در روزگار حـادثـه حصن سلامـتی دیـان دین، قـیـامـت صـبـح قـیـامـتی دین خـداست زنده به اعجاز کردنت در بین گـاهـواره زبـان بـاز کردنت عاشق اگر به نور چراغ سحر خوش است امشب دل پدر به نگاه پسر خوش است خورشید با نظاره روی قمر خوش است ای خوش بحال شیعه ز بس این خبر خوش است دیگر خـوشی به مُنکـر ابـتـر نیامده مولود از این که با برکـتتـر نیامده قربان آن که از کرم بیحساب گفت یا که نگفت، یا که به راه صواب گفت از عـلـم بیکـرانۀ خـتـمیمـآب گفت بر سیهزار مساله وقتی جواب گفت دیدند در مناظره زهرای اطهر است از وارثان دانش عظمای حیدر است ای شــأن آیـــۀ شــهـــد الله تـــا ابـــد آگــاه بـــوده از ازل، آگــاه تــا ابـــد جُـز سـالـکـان راه تو گـمـراه تا ابـد خـصم خـداست خصم تو والله تا ابد هر کس مطیع توست، مطیع خدا بود ورنـه هــلاک مـعــرکـۀ ابــتـلا بـود راه نـجـات مـاست دخـیـل شما شدن سمت خدا پریدن و از خود رها شدن آقـا شـدن، عـزیـز شـدن، آشـنا شدن با حاجت نخواسته حـاجـتروا شدن مــا زنـدهایـم زنــده بـه آب ولایـتـت ای آبــروی مـا کــرم بـینـهــایـتـت لب را تکان بده، به لب ما دعا ببخش کور آمـدیم، دیدۀ ما را شـفـا ببخـش بر سائلت، ز خاک مصلّا طلا ببخش باب المراد طایفه جانی به ما ببخش جـانی که نـذر راه امـام زمـان شود تـا بـیقــرارِ مـقـدمِ آرامِ جــان شـود
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
تـوفـیـق دارم، از گُـلِ زهـرا بـگـویـم از کــوثــرِ دوم، مَــهِ طـاهــا بـگـویـم از اولـیـن ابنُ الـرضـا، زیـبـا بـگـویم با لفـظ و مـعـنـای بسی شـیـوا بگـویم اما چه گویم، زانکه در مدحش خدا گفت: نتوان کسی وصفِ جوادِ بنُ الرضا گفت من وصفِ "لا اُحصی ثَنائِک" را چه گویم او که نمیآید به وصفِ ما، چه گـویم از "اَشـبهُ الـناسِ" شَهی والا چه گویم خود، از یـکی یـکـدانـۀ بابا چه گـویم آمـد بـه عــالــم، بــرکـت آل مـحــمـد یعنی تمامِ عـشقِ عـترت، جودِ سرمد زیبا مگو! زیبایی از او خوش جمال است آقا مگـو! آقـایی از او در کـمال است یکتا مگـو! یکـتاییِ حق را مثال است لیـلا مگـو! لـیـلاییِ زهـرا و آل است به به از این هیبت، که سر تا پاست حیدر الحق که باشد اسمِ اعـظـم را مصـور او روشنی بخشِ چهل سال انتظار است میلادِ او، محصولِ صبری بیشمار است عمری ست بابایش برایش بیقرار است حـالا ز شـوقِ دیدنِ او اشکـبـار است تنها رضا نه، که در این چشم انتظاری آلِ پـیـمـبـر، کرده بس لحـظه شماری چشمِ رضا معطوفِ دیدار جواد است یعنی که محوِ ماهِ رخـسار جواد است حالا تـبـسـم بر پـدر کـار جـواد است بـابـای او هـم نـیـز دلـدار جـواد است هم مـسـتِ بـابـا شـد جــوادِ آل احـمـد هـم مـحــوِ او شـد عــالــم آل مـحـمـد هر کس جوادِ بن الرضایش، هست رهبر راهش یـقـین باشد، هـمان راه پیـمـبر او که صِراطُ المستقیمَش هست حیدر بـاشـد سـفـیـرِ مـکـتبِ زهـرای اطهر آقـای مـا از روز اول کــوثــری بـود از کودکی مَشی و مرامش مادری بود از ابـتـدای کـودکـی در حـق فـنـا بود با اَشـهـدَش مـعـلـوم بود عبدِ خدا بود شهزادهای از خـانـدان "هَـل اَتی" بود مـعـنای "تـطـهـیر" و دلیلِ "اِنَّما" بود قرآن سراسر مدحِ آن محبوبِ دلهاست او شیعه را الهام بخشِ آب و گِلهاست او سفره از جود و کرم گسترده دارد او ســائـلانِ مـحــتـرم گـسـتـرده دارد بی خـانه را، بـاغِ اِرم گـسـتـرده دارد در قلبِ عـشـاقـش حـرم گسترده دارد مُلک و مَلَک، در سـایۀ جـودِ جوادند جن و بـشر، در اصل از بودِ جـوادند نوبر کنید ای مردم از حسنِ صفـاتش جـودِ زیـادش، چــشـمـۀ آب حـیـاتـش بوسه خوش است، از کامِ نوشیده فراتش مؤمن زنَد تـکـیه، به کـشـتیِ نـجـاتش از آیــۀ "یَــومَ وُلِــد" تا "یَـومَ اُبـعـَث" گویای اینکه: اوست اَسراری ز مبعث گرچه فـلک، در سایۀ او هست ایـمن با کفر و شرک و ظلم، ذاتاَ هست دشمن تـیـغِ زبـانِ او، عـلـیـهِ شُـبـهـِه مُـتـقـن روشنـگـریهایش، همه قولی مُبَرهن هر مـدعـی را بر سـرِ جـایش نـشانده هر منحرف را او به رسوایی کشانده او که بدیها از خـودیها دیـده بسیار زخمِ زبان از این و آن بشنـیده بسیار حتی ز دستِ دوسـتان رنجـیـده بسیار در غربتِ خود، بهرِ خود گرییده بسیار او را ز تهـمت دوستان، تهـدید کردند چهـره شناسان در نسـَب، تائید کردند با اینکه عمرِ حضرتش بسیار کم بود دریای عـلـمش در همه عـالم علَم بود در خـانـۀ خود هـم مـواجـه با اَلَـم بود مقـتـولِ همسر، کـشـتۀ زهـرِ ستم بود در حجره در بسته وقتی دست و پا زد با کامِ عطشان، شاه عطشان را صدا زد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
حمد بیحـد خـدای رحـمـان را که ز نـور آفـریـد نـیــکــان را قدرتش را به رخ کشید و سپس خـلـق فـرمـود نــور ایـمـان را از مـیــان تـمــام مـخـلــوقــات بـرگـزیـد عــالــمــانِ قــرآن را راسخون را امینِ وحیَش ساخت ساخت از علمشان حکـیمان را بـا اَمــیـنـانِ وحـی، در عــالَــم بــرتــری داد خَـلـقِ انـسـان را از مـــیــانِ تـــمـــام امــت هــا خـود سـوا کـرد ما مـحـبـان را چـارده نـور در دلِ ما ریـخـت داد بـر مـا تــمــامِ احـســان را یـکـی از آن چــهـــارده انــوار هـدیـه شـد خـطّـۀ خـراسـان را قـبـل از آن در مـدیـنـه بـابا شد ای بــنــازم قــــدومِ جــانـان را در همان نونـهـالـیاش، پدرش مُلکِ زَر ساخت خاک ایران را ما شدیم عـاشـقـان آن حـضرت داد بـر مـا کـلـیـد رضــوان را چون عیان شد جـمال زیـبـایش هـمـه دیـدنـد روی سـبـحـان را شد جـوادالائـمـه سـلـطـان و... ما هـمـه سـائـلان، کـریـمان را ای مـــدار ولایـت عـــظـــمـــا ای جـمــالِ ربــوبــیات زیــبـا وی جـــــلالِ الــــهـــیات والا حــوریــانِ بــهـشــت آمــدهانــد تـا گــذاری قــدم بـه ایـن دنـیــا ای بـهـای جــنـان ز لـبـخـنـدت ســالــهــا مـنـتـظـر تـو را بـابا در نگاهِ رضا پُر از شوق است خـوش بـنـازد به قـامـتت جـانا دودمــانـت نــدیــده مــولــودی ایـنـچـنـیـن پر ز برکت، ای آقا خیـزران را حکـیمه خـاتون را مــتــحــیــر نــمــودهای، مــولا مــادرت هــم نــدیــد مـیــلادت عــمــۀ بـا فـضـلـیـتـت، حــتـی تو که هـستی که اینـهـمه بردی دل ز آل مــحــمــد ای یـکــتــا چون به دنـیا دو دیده وا کردی گوشِ جانت به هر صدا، شـنوا نـورِ رویت به آسـمـان سـاطـع بــرکـاتِ وجــودیات، غــوغـا سـجـدهات در کــمــالِ آرامــش اَشـــهـــَدَت، لا اِلـــهَ اِلّا الــلــه بـه رســولِ خــدا گــواهــی داد آن زبـانت به شـیـوهای، شـیـوا کف زدند اهلِ آسـمـان و زمین چونـکـه گـفـتـی عـلی ولی خدا ای مـــدار ولایـت عـــظـــمـــا ای امــامِ تـــمــامِ مـخـلــوقــات قـبـلـهگـاهِ تــمــامــیِ حــاجــات اهلِ عـالـم تو را چنین خـوانـند نـقـطـۀ عـطـفِ کلِ مـوجـودات ای تــو را عــلــم اول و آخـــر با خـبـر از جـمـیـعِ مـکـنـونات ظاهر و باطن از تو مخفی نیست عـــالَـــم و آدم و هــمــه ذرات ای بهنامت هـزار و یک اَسماء وی خدا را به هر صفت مرآت هـمـه مـا را به اسـم بـشـنـاسی آگـهــی از درونِ مــا بِــالــذّات میشـنـاسـنـد از تـو خــالـق را به تو سوگند جمـله مصنوعات هر که دریای عـلم را داراست از تو یک قطرهاش ز معلومات فـیـلـسـوفـانِ دهـر مـعـتـرفــنــد نزدِ تو علمشان چو مجهـولات دیـده عــالــَم مـنـاظـراتِ تو را اِبنِ اَکـثـَم کـجـا و آبِ حـیــات! تو کـجـا، دانـشِ قـیـافـه شناس! ای خدا را نشانِ ذات و صفات مشرکان، سرکشان، ترا دشمن سازشِ تو به دشمنان، هـیهـات مـا کجـا، وصـفِ تو کـجـا، آقـا همه اینهـا بـضـاعـتی مـزجات ای مـــدار ولایـت عـــظـــمـــا ای نـگـاهـت، نـگـاهِ رحـمـانـی همه اوصـافِ توست، سبحـانی یک نظر گر کنی به خَلقِ جهان میشـونـد اهـلِ دین هـمه، آنـی دوســتــانـنـد جـمـلــه در قِـلـَّت دشـــمـــانــنــد در فـــراوانـــی شیـعـیـانت میانِ عـسر و هـرَج عـاشـقــانِ تــو در پـریـشــانـی مـؤمـنـیـن را گِـره بـکـار افـتاد مـسـلـمـین را به درد، درمانی! یک نظـر کن سـوی مـحـبـانت که تـو حاجـاتِ هر که را دانی خـیـلِ حـاجـات بـر تـو آوردیـم تـا تـو حـاجـت روا بـگـردانـی انــتــظــارِ فـرج شــده دشــوار آه از ایـن انــتـظـارِ طــولانــی دستِ مـا را به دستِ او برسان جـانِ مـا را در او نـمـا فــانــی کـن لـبـاسِ فـرج بـر انــدامـش بـا دعـا، یک دعـای طـوفـانـی خصمِ زهـرا ز مکه بیرون کن فـتـح کـن کـعـبـه را به آسـانـی حـجِ مـا با امـامـتِ مـهـدیست هــمــرهِ ســیــدِ خـــراســـانــی برسـان مرگِ سرخِ ما، سوگند بـر ابـومـهــدی و سـلـیــمــانـی ای مـــدار ولایـت عـــظـــمـــا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد (محمد تقی) علیهالسلام
بر روزگار پـیـر، امـام جـوان تویی خوشحـالیِ امام رضا جـانـمـان تویی نامت محمد است و خصالت محمدی آئـیـنـۀ رسـول خـدا بی گـمـان تـویی میلاد توست آنچه مبارکترین شب است روشنتـرین ستـارۀ نُه آسـمـان تویی یحیی بن اکثم است که اقـرار میکند در عـلـم، پیـشـوای تمام جهان تویی این خـانـدان تجـلی جـودنـد هر کدام نام یکی جواد شد این بین و آن تویی غم در شب رسیدن تو دربه در شدهست مـیـلاد تو بـهـانۀ روز پـسر شدهست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
یک عمر ناز یـار کـشیدن به ما رسید تا کـوچـۀ نـگـار دویـدن بـه مـا رسـید از دستِ غِیر نان نچشیدن به ما رسید این فقـر را به نقـد خریدن به ما رسید عمریست زیرِ دِین تو مشغـولذِّمهایم مـا مـسـتـمـنـد کـویِ جــوادُ الاَئِـمـهایـم آئـیــنـهدارِ نــورِ خــداونـدگــارِ عـشـق طـوبـای سـرو قـامتِ بـاغِ دیـارِ عـشق روشـنتـرین ستـارۀ دنـبـالـهدارِ عـشق ای سـومـین محـمـدِ ایل و تـبار عـشق امــواج را بـه سـیـنـۀ دریـا گـذاشـتــی پـیـغـمـبـرانـه پـای بـه دنـیـا گـذاشـتـی در عمق شب چراغِ به شکلِ قمر تویی خـورشـیدِ کـائـنـاتِ بـدونِ سحـر تویی آن تحـفهای که داده خدایت خـبر تویی پـنجـاه سال حـاصل صـبـر پـدر تـویی یوسـفتـرین مسافـر یعـقـوب ما سلام بـانـیِ خـنـدههــای امــامِ رضــا ســلام از شعـلههای شـمعِ شـبت دود میرسد از چشمههای چـشم ترت رود میرسد از دخل کسب و کار غمت سود میرسد از سـفـرههـای خـانۀ تو جـود میرسد ظرف گرسنگان جهان در مسیر توست حاتم یکی ز خیل هزاران فـقیر توست سائل شدن تـفـاخـر ایل و تـبـار ماست اصلاً همین گداییِ تو کسب و کار ماست گرد و غبار طوس بر این کولهبار ماست ما اهل مشهـدیم، خـراسان دیار ماست هرکس که سر به پنجـرهفـولاد میزند از هـجـر کـاظـمـیـن تو فـریـاد میزند نقّـاره میزنـند؛ صدای فـرشـتههـاست آن نفخِ صورِ صبحِ قیامت همین صداست پای عـلـیـلِ سـائـل تو در پیِ شـفـاست بـاب الـجـواد؛ بـابِ مـُرادِ دلِ گـداسـت یک گوشهچشم از نظرت را به من ببخش اذن زیـارت پـدرت را به من بـبـخـش تـا بــیگُـدار پــا بــه رکــاب بــلا زدم در منـجـلاب معـصیـتم دست و پا زدم هرگـاه عـمـه جـانِ شـمـا را صدا زدم انـگـار پـشـتِ پا به همه غـصهها زدم آقا! اگر به عـشـق تـو گـرمِ تـلاطـمـیم تحت دعـای حضرت معـصومۀ قـمـیم شـکـر خـدا کـه بـال زدم در دیــار تـو جـبـریـل میشـوم بـرسـم تـا مـزار تـو تــمّـارگـونـه سـر بـگـذارم بـه دار تـو ایـل و تــبـار مـن بـه فــدای تـبــار تـو گاهی شـهـید خـواهر و گاهی برادریم بیـمـارهای نـذریِ مـوسی بن جعـفریم آقـا! مـرا ز جـمع فـقـیـران خود مران من را هـمان گـدای قـدیـمی خود بدان گـرد گـنـاه را بـده از شــانـهام تـکــان تو روضهخوان فاطمهای، روضهای بخوان خـیـلی به حـال مـیـخ کـج در گریستی آنـقـدر پـای پـهـلـوی مـادر گـریـستی! بـگـذار ابــتـدای بـهــاران بـخـوانـمـت بر دشت خشک، لذت باران بخوانمت گر قصد کردهام که به جان، جان بخوانمت باید عـلـیِ اکـبـرِ سـلـطـان بـخـوانـمت صحن شریفِ طوس همان کربلای ماست پائـینِ پـای مـضجعِ بابات جای ماست شـکـر خـدا پـدر به غـمـت آشـنـا نـشـد خیره به طرز رفـتنت از خـیمهها نشد سر نیـزهای به روی تنت جا بهجا نشد حلقت به زورِ لُجّـۀخـون بیصدا نشد هِی سعی میکـند بـشود جمع پیکـرش آه از دل حـسـیـن سـر نـعـشِ اکـبـرش
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
دلگـیرتر از سیـنۀ تنگـم قـفـسی نیست در خانـۀ تنهـایی من، همنـفـسی نیست تنهاتر از این بیكسِ دلمرده كسی نیست من یكـسره فریادم و فریاد رسی نیست در حـسرت آغـاز بـهـار است كـویـرم جان همۀ شهر به گیسوی تو بستهست نان همه بر همت بـازوی تو بستهست بند دل عـیسی به دم هوی تو بستهست طاقیست دل ما كه به ابروی تو بستهست با دست تو ورز آمد از آغـاز، خـمیرم روشـن شــده بـا آمــدنـت دیــدۀ بــابــا لـبـخـنـد تو شـد سـاحـل آرامـش دریــا شد بـسـته درِ تـهـمت بیپـایـه و بیجـا مبهوت شد از ذرّهای از عـلم تو یحیی گـفـتی كه من از طـایـفـۀ عـلم غـدیـرم حرف از علی و آینهها شد، چه بهجا شد دستم پُـر بـارانِ دعـا شد، چه بهجا شد غم، پشت سرم آبلهپا شد، چه بهجا شد این شعر فقط صرف خدا شد، چه بهجا شد از شعلۀ این راز، گُل انداخت ضمیرم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
خـبر آمد نـشـود دست گـدا رد امشب دیدنی گـشته کـرمخـانۀ مشهـد امشب ابتران را روی لب نالۀ ممـتـد امشب کـوثـری آمـده بـا نـام مـحـمـد امـشب بـاز هـم نـغـمـه لـب آیـۀ اعـطـیـنا شد صـلـواتـی بـفـرسـتـیـد رضـا بابا شـد آن که باشد ز هـمه با بـرکـتتـر آمـد یـادگــار خـلـف مــوسـی جـعـفـر آمـد آنکه او را به جهـان نیست برابر آمد یک رضاجان دگـر، قـنـد مکـرر آمد مژده وصل به کنعانِ فراق آمده است حضرت ضامن آهوی عراق آمده است آمـده بــاب مــراد هـمـه دنــیـا بـشـود آمـده تـا هــمـۀ زنــدگـی مــا بــشــود آمده یـک نـفــره لـشـکـر بـابـا بـشـود آمـده مـنـتـقـم حـضـرت زهـرا بـشود چون حسن بر همۀ فاطمیون سالار است از فلانی و فلانی چه قدَر بیزار است به کـریمان جهـان داد کرم یـاد، جواد غالبا بیـشتر از خواهـش ما داد جواد رمز هر معجـزۀ پنجـره فـولاد، جواد خـانه آبـاد کـنـد، خـانـهاش آبـاد جواد میدهد مثل رضا حـاجت ما، نشـنیده " گوش این طایفـه آواز گـدا نشـنیده" حضرت بنـدهنـواز، ای کـرم رویایی شرف الشمس جـوانانِ بنی الـزهرایی از طـفـولـیت خـود نـه، ز ازل آقـایی حرز دادی به عدویت، چه دل دریایی تو چه کردی که به تو دشمنت ایمان دارد این شـفـاخانه برای همه درمـان دارد حضرت عشق مگر لطف تو پایان دارد؟ با شما نا شـدنیها هـمه امـکـان دارد خـانـهات ثـانـیه به ثـانیه مهـمان دارد کاظمینت چه قـدَر بوی خراسان دارد رو به تو کرد بیابان و گلستان برگشت مور آمد در این خانه، سلیمان برگشت دم به دم از تو رسیده است به این دنیا فیض قطره با فیض نگاهت شده یک دریا فیض تا ابد گشته ز عـمر کم تو معنا فـیض لب به گهواره گشا تا ببرد عیسی فیض آمدی تا که کـنـی راه عـلـی را کـامل شد ز تـیغ دو دم نطقِ تو رسوا باطل ای امید همه، دریای کـرامت، الغوث قمر شمسِ شموس آه ز ظلمت، الغوث گم شدم، ای پدر هـادی امت، الغـوث کی رسد پی سحر این شب غیبت، الغوث غــم گـرفـتـه هـمـه آبــادی مـا را آقـا بـرســان جـمــعــۀ آزادی مــا را آقــا
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
آنـان کـه پـی کـاســبـی رزق حـلالـنـد تا روز قـیـامـت دَرِ این خـانـه وبـالـند باید که سر سجده به این خاک بمـالـند - اینها- همه سرچشمۀ آن آب زلالـند ما را که سلوک علی و آل مرام است رزقی بجز از سفرۀ ارباب حرام است ای منـتـظـران مـقـدم مـوعـود مبارک در مجلستان عطر خوش عود مبارک میلاد کرم، لطف و عطا، جود مبارک از بسکه شد این فاطمه مولود مبارک ازدست علی هر چـه گـدا تـاج گرفـتند در عرش ملائک همه معراج گرفـتند عالم همه پست و پسر فاطـمه بالاست یک عمر شدم نوکرش، آنقدر که آقاست از نسل علیّ و نوۀ حضرت موساست مولام رضـا، او عـلیِ اکـبرِ مـولاست اســفـنـد بــپـاشـیــد سـر آتـش ایــمــان او آمده تا کـور کـنـد چـشـم حـسـودان روئـیـد زِ لبهای علی اکـبریاش گل چـیـدنـد مـلاک زِ رخ دلـبـریاش گـل از لعـل مـنـاجـاتیِ پـیـغـمـبریاش گـل از سمت پدر گل، نسب مادریاش گل به به! چه گلی آمده در خاطر این باغ قـنـداقـۀ گـلـپـوش شـده قـبـلـۀ عـشــاق او عبد خدا بود، در این باره سخن گفت " لاحول و لا" خواند و به گهواره سخن گفت پر نور شد آن خانه چو مه پاره سخن گفت با هر دل بـیـچـارۀ آواره سـخـن گفت: " تنهـا نه به هر مفـلس در بـند جوادم حـتـی به امــامــان خــداونـد جــوادم" خـوب است زِ قـنداقۀ او توشه بگیریم از مـزرعۀ صورت او خـوشه بگیریم فیض حرم صاحب شـشگوشه بگیریم روی قـدمـش سر بگـذاریم و بـمـیـریم چون مرگ به روی قدمش عین حیات است او منبع جود است و دَلیلُ البرکات است وَاللهِ بـنـی فـاطـمـه سـرمــایـۀ دیـنــنـد هم سایه حـقنـد وَ هـم سـایـهنـشـیـنـنـد فردوس خـدایـند و بهـشـتـند و بـریـنند ما رعـیت و ایـنان همه ارباب تریـنند اینها سر شـاخـه رطـب کـال نـدارنـد اولاد عـلی، طفـل و کـهـنـسال نـدارند او کودک ارباب ولی شیخُ الائمه است دشمن شده از جامِ میِ معرفتش مست خوردند بزرگان همه در بحث به بن بست پیش پسر شاه خـراسـان شـدهاند پـست در محضر او اوج نشیـنان همه پستند محکوم به درماندگی و عجز و شکستند در وادی دل وجه خـدا کیست بجز او دروازه و مـفـتاح دعـا کـیست بجز او ابن الکرم و ابن سخـا کـیست بجـز او ابن عـلی و ابن رضا کـیـست بجـز او او ابن علی، ابن علی، ابن علیهاست آری نهمین معجزۀ حضرت زهراست او کـارگـشـای گـره روز مـعـاد اسـت سرچشمۀ جود است و جواد است و جواد است بر سـفـرۀ او رزق خـداداد زیـاد است از آمدن ابن رضا، فـاطـمـه شاد است ما سـایـهنـشـیـن کــرم ابـن رضــائـیـم مـشـتـاق طـواف حـرم ابـن رضـائـیـم بـایـد که بـسـازیم دوبـاره حـرمـش را بر عرش رسـانـیم شـکـوه علـمـش را چون لشگری از شمع بسوزیم غمش را در روضه بـمـیـرم غـمِ سنّ کـمش را مـدّاح فـلـک در غــم او زمـزمه دارد او ارثـیـۀ عــمـر کـم از فـاطـمـه دارد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت حضرت جواد الائمه علیهالسلام
از هر چه به غیر او گـسـستم دل را به کسی جز او نبـسـتم من عـاشـق و بـیقــرارم امـا عاشـقتر از این کنم که هستم آهــســتــه کـنــار کـفـشـداری یک گوشه برای خود نشـسـتم خود را که دچار خویش دیدم در آیــنــۀ حــرم شــکــســتــم بر دفـتـر من نـشـسـت بـیـتـی بـیـتی که دوبـاره کرد مـسـتـم تـا ذکــر لـبــم جـــواد بــاشــد رزق حـــرمــم زیــاد بــاشــد حرف دل عشق یک کلام است بر لب صلوات من سلام است در گوشۀ چشم اشک شوق است موسـیـقیِ گـریه بیکلام است تـوصیـف جـواد را چه گـویم ایشان رضویترین امام است لطف و کرم و سخا و جودش لا ینقـطع و علی الـدوام است دردانـۀ شـاه طــوس خــنـدیـد برخیز و بیا که بار عام است تـا ذکــر لـبــم جـــواد بــاشــد رزق حـــرمــم زیــاد بــاشــد خــورشــیــد سـر قــرار آمــد آرامـــش قـــلـــب یـــار آمـــد امشب خبریست در خراسان نـــقــاره بـــزن بــهـــار آمـــد سـلـطـان سـریــر ارتـضـا را آئـــیـــنـــۀ بــی غــبـــار آمــد در صحن حـرم دوباره باران بــا آتــش دل کـــنــــار آمــــد گــفــتــم بــبــرم دلِ رضـا را طـبــع غــزلــم بــه کــار آمـد تـا ذکــر لـبــم جـــواد بــاشــد رزق حـــرمــم زیــاد بــاشــد صحرای نگاه من کویریست دسـتان دلم پر از فـقـیریست آهـــوی اســـیـــر آســـتـــانــم آزادی من در این اسیریست کــار دل مــا فــقــط گــدایــی کار تو همیشه دستگـیریست دل را برسـان به کـاظـمـیـنت بیتاب دیار توست دیریست عـشـق تـو خـلاصـۀ جــوانـی آرامـشِ روزگـار پـیـریسـت تـا ذکــر لـبــم جـــواد بــاشــد رزق حـــرمــم زیــاد بــاشــد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
کجا روانه کنم شور و شوق بیحد را دو بـال عــاشـق پـروانـهای مـردد را کجا بدون تکـلّـف قـبـول خـواهد کرد بهانهگـیری این گـریـههـای مـمـتد را میان عطـر سکـوت و سلام پیدا کرد نـگـاه خـستـۀ من روشـنـای گـنـبـد را به گـامهای خـیال غزل کسی میگفت به کـاظمین بـبر کـوچههای مشهـد را دو پلک مانده به باب الجـواد با لبخند گرفته زیر نـظر عشق رفت و آمد را به لطف گـردش رندانـۀ فـلک امشب علی گـرفته در آغوش خود محـمد را خلاصـۀ بـرکـات چـهـارده مـعـصـوم جواد کیست؟ ببین خود حروف ابجد را ببخش سرزده شعرم رسیده، از سر شوق ز یـاد بـرده غـزل، بـایـد و نـبـایـد را غـزل فــدای گـل خـنـدۀ جــواد شــود جواد اگر که بخـنـدد غـزل زیاد شود جواد اگر که بخـنـدد بهـار خواهد شد بـهــار آیـنـهدار نـگــار خــواهـد شــد زمـانه با برکـتتر، از او نخواهد دید کمی به روی پسر خیره شد، سپس خندید بـرای قـلـب هـمه الـتـیـام خـواهـد شد وهـفـت سـال دگر او امـام خواهد شد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
رحمت بر انوارت که نـورانیترینی مـولـود پُـر خـیـر امـام هـشـتـمـیـنـی بـالاتـری از فـهـم و ادراک زمـیـنـی نـزد پـدر، مثـل عـلی اکـبر، نگـیـنی دریای احـسان، نـور ایمان، یا محمد ای کـوثـر شـاه خـراسـان یـا مـحـمـد برکت گرفت از مقـدمت شهـر مدینه داده وجـودت بـر دل بـابـا، سـکـیـنـه بعد از چـهـل سال آمدی ای بیقرینه مِهـرت رسـیـده بر دلـم سینه به سینه مـانـنـد اجـدادم هـمـیـشـه زیـر دِیـنــم تـا کـه نـفـس دارم گـدای کـاظـمـیـنـم زیبـاتـرین تـصویـر، از ذات خـدایی تلخـیـص جـود اهل بیت مصـطـفایی از جنس أعـطـیـنایی و ابن الرضایی بـیـش از گـدا آقــا تـو دنـبـال گـدایـی ای مـاهِ در آغـوشِ خـورشـیدِ ولایت از ما پـذیرا باش این عـرض ارادت ذکر ملک در پیشگاهت "إن یَکاد" است تا حشر، درب خانهات باب المراد است سائل مـنم آقـا اگر نـامت جـواد است یک گوشه چشمت از سر من هم زیاد است بر خـانـدان اطـهـرت دل بـاخـتـم من بر گـردنـم حـرز تو را انـداخـتـم من شأنت برای خـلـق، نـافـهـمـیدنی بود باران به اذن حـضرتت باریـدنی بود در کودکی، اعجـازهـایت دیـدنی بود پیـشـانیات نـزد پـدر بـوسـیـدنی بود روح الامین بر درگهت مشغول بوده قَـدرت شـبـیه فـاطـمه مجـهـول بـوده مـانـند تو ای کـوثـرِ دور از تـکـاثـر از قــاتـلــیـن مـــادرت دارم تــنــفـر یک عمر دسـتانم شده از برکـتت پُر یا ذا الکرم از این همه رحمت، تشکر ای جلـوۀ پُـر برکت نـورٌ عَـلی نـور چشمان بدخواهانت ای ابنُ الرضا کور شد گریهات بر داغ زهـرا بیشباهت از روضههایش سالها تر شد نگاهت با مشت کـوبـیدی زمین مـابین آهـت گفتی چه بوده مـادرم آخـر گـناهت؟! این غم فقط یک جور پایان میپذیرد مـهـدی بیـایـد تا تقـاصـش را بگـیرد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
بیا به بـاغ که بـار دگـر تمـاشـاییست بهار و سبزه و گل برگ و بر تماشاییست بیا به ساحت سبز چمن که از گل سرخ گرفته بار دگر زیب و فر تماشاییست ز رنگ و بوی گـلـستان احـمدی باشد شکـوفـهزار بـهـاران اگر تماشاییست گذشت شـام سـیـاه و دمـیـد نـور سحر بیا ببـین که طلـوع سحـر تماشاییست اگر سپـهـر ولایت شـده است نـورانی جمال و جلوۀ شمس و قمر تماشاییست ز کـوچـههـای مـدیـنه جـواد میگـذرد ز فـیض مقدم او رهگـذر تماشاییست اگر چـه دیـدن این گـل بـود تمـاشـایی به وقت جود و کرم بیشتر تماشاییست بـیـا بـه تـهـنـیـت ثـامـن الائـمـه رویـم که در کنار پسر این پـدر تماشاییست دلم هـوای حـریـمش نمـوده همسفـران خدا نصیب کند؛ این سفـر تماشاییست ندیـدهای تو «وفایی» حـریم پاکـش را به پیـش دیـدۀ اهـل نظـر تمـاشاییست
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
نوری ز عرش آمد و وقتِ سـپـیده شد مـابِـیـن شـهـر صـوت اذانی شنیده شد در صور جسم، نفخۀ روحی دمیده شد آئــیــنــۀ جــمــال نــبــی آفــریــده شـد خورشیدِ روی بام رضاجـان ما، سلام ای سـومـین مـحـمـد ایـمـان ما، سـلام لبـخـند تو به خـوشـۀ گـنـدم سـلام کرد بـامِ عـروج، بـالِ تـو را احـتـرام کـرد شُرب نگاهِ تو چه شرابی به جـام کرد چِـل سـال انـتـظـار پـدر را تـمام کـرد از قـعـرِ چـاهِ طعـنۀ مَـردُم، رها شدی تو یـوسـف مـدیـنـۀ یـعـقـوب مـا شدی جود تو شیعه را ز گدایی مُعـاف کرد باید به دور دست کریمات طواف کرد حُـبِّ تو ریـسـمـان دلـم را کـلاف کرد حتّی عصا به مـرتبهات اعـتراف کرد عشق تو حُکم قطعیِ حفظ شعائر است هرکس که بیولای تو مُردهاست، کافر است در فـصل فـصلِ کـوچ، شـبـیه کبوتریم از کـاظـمـین تا حـرم طـوس میپـریم جـیـرهبـگـیـرِ گـنـدم خـواهـر بـرادریم ما ریزخـوار سفـرۀ موسیبن جعـفریم این کاسهها رسیده به خوان سِتُرگ تو قـربـان سـفــرهداری بـابـا بــزرگ تـو در خاک ما نسیم دلانگـیز یاسهاست ایـران؛ پنـاهگـاهِ ولایتشـنـاسهـاست روی ضـریـحهـا گـرهِ الـتـماس هاست این عمه جانِ تو بخدا جانِ فارسهاست مـانـند مـوجِ عـاطـفـههـا در تـلاطـمیم خـدمتگـزار حـضرت معـصومۀ قـمیم نقش تو طرح نقشۀ آب و گل من است حِـرزَت امید آخر هر مشکل من است پـشت در حـریم شما، مـنزل من است بـابالـجـواد؛ بـاب مـراد دل من است دروازۀ رسـیــدن شـیــعــه بـه جـنّـتـی تـو آن جــواز آخـر قــبـل از زیـارتـی در دشت خشک لذت باران تویی تویی تلفیقی از کرامت و احسان تویی تویی روز جـوانِ مـردم ایـران تـویی تـویی اصلاً عـلیِّ اکـبر سلـطان تـویی تـویی هـرچـند مَـشهَـدی شـدهام، کـربـلاییام مـن بـیقـرار بــوسـۀ پـائـیـنِ پــایـیام
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
روح الامین از سوی حق بر خاکیان داده نوید امشب ز هستی آفـرین نور ولا آمد پدید در آسمان دین حق ماهی درخشنده دمید از مقدم مولا جواد ابن الرضا گردیده عید شهر مدینه از شعف گردیده در شادی و شور گلریز گشته مقدمش با یاس و سنبل دست حور امشب دل شوریده در حال و هوای دیگر است اندر زمین و آسمان نور خدا جلوهگر است پور علی موسیالرضا از نسل پاک حیدر است بعد از پدر این گل پسر بر کل عالم سرور است امشب خدای سرمدی بر ما کرامت کرده است زینت فضای این جهان نور امامت کرده است این دل سوی شهر مدینه باز بال و پر گرفت عالم ز یمن مقدمش شور و شعف از سر گرفت از فیض روی ماه او ماه رجب زیور گرفت دنیا ضیای دیگری از این مه انور گرفت امشب کرم کرده خدا شمس ولایت آمده نـهـم گـل آل عـبــا نــور هـدایـت آمــده ارض و سما روشن شده از لطف خاص کبریا ای عاشقان ای عاشقان سر زد گل باغ ولا با شادمانی و شعف بر لب بود شور و نوا شادی کنید ای عاشقان آمد جواد بن الرضا از مقدم این گل نگر ارض و سما گلشن شده چشم و دل مولا علی موسی الرضا روشن شده نهم گل بستان سرای آلِ پاک مصطفاست خورشید عالم تاب دین نجل علی مرتضاست در خوی و خصلت این پسر چون فاطمه خیرالنساست فرزند پاک و کوثر مولا علی موسی الرضاست از مقدم ابن الرضا بگرفته این عالم صفا با دیدن روی مهش روشن شده چشم رضا دل از همه عالم برد آن صورت رخشندهاش چون جد و آباءش بود دین خدا پایندهاش از بس بود او مهربان جود و سخا شرمندهاش تنها نه شاهان جهان حاتم کمینه بندهاش این گلبن عترت بود مولا رضا را نور عین باشد جواد ابن الرضا شمع وجود عالمین امشب خدای مهربان منت نهد بر خاکیان تنها نه اهل این زمین حور و ملائک شادمان از بیت مولانا رضا آمد جواد اندر جهان از عطر و بوی این پسر بر جان رسد بوی جنان مشی و مرامش حیدری دردانۀ زهراستی چون فاطمه خـیرالنسا جانانۀ طاهـاستی گرچه بدم مولای من از غیر تو بگسستهام در این جهان از لطف حق تنها به تو دل بستهام اندر شب میلاد تو در محفلت بنشـستهام چشم امیدم را جواد من بر نگاهت بستهام از لطف و جود و مرحمت دادی پناهم یا جواد امشب به جان مادرت بنما نگاهم یا جواد گرچه گل مولا رضا بر گلشنت خارم جواد در این جهان و آن سرا تنها تو را دارم جواد آقای عالم هستی و من عبد دربارم جواد بنما نگاه از مرحمت بر این دل زارم جواد امشب ز لطف خود نما پر از ولایت ساغرم تا زنده هستم زنده با مهر و ولای حیدرم شد کاظمینت جنتم رضوان من کرب و بلاست نامت به لبهای همه گلواژۀ عشق و صفاست مهر و ولا و حُبّ تو نور دل اهل ولاست لبریز از مهر شما کل وجود این (رضا)ست تا زنـدهام مولای من غرق عنایات توأم ای مـایـۀ آرامـشم محـو کـرامـات تـوأم
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
رسـیــدم بـاز هـم بـیاسـتــخــاره حـرم حـال خـوشی دارد دوبـاره دوبـاره دل فـقـیـرِ خانـهزاد است
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
آیـد نـسـیـم از ره و مُـشـک تـر آوَرَد عـطـر بـهـار از دمِ جـانپـرور آوَرَد با مـوکـب معـطّـر خود این مـسیـحدم یک بوسـتان بنـفـشـه و نیلـوفـر آورد در حیرتم که این نَفَس قـدسی از کجا سرسبزی و طراوت و برگ و بر آورد این پیک مُشکبوی مگر از مدینه است کز هر گـذر که میگـذرد گل برآورد آری نسـیم چون طربانگـیز میشود گـلهـای بــاغ را بـه تــرنّــم درآورد گـلهـای بـاغ را به ارادت نـثـار کـن در پـای آن کـه مــژدۀ آن دلـبـر آورد آن دلـنـوازِ عــالــم و آدم کـه آسـمـان حاشا که از رُخَش مهِ روشنتر آورد شاید که ماه سر به گـریـبان فرو بَرَد کز جَیب «خیزران» مهِ نو سر برآورد این است مریمی که مسیحا «جواد» اوست این است آن صدف که مِهین گوهر آورد تا فیضی از صحیفۀ زهرا به ما رسد جـبریل برگ سبزی از آن دفتر آورد دلبـند مرتـضی و جگـر گـوشۀ رضـا با خود جـلال و جـلـوۀ پیـغـمبر آورد شـبهای انتـظـار پـدر را به راسـتی صبح جـمال و جلـوۀ او بر سر آورد آن نـازنـین پـدر که فـروغ هـدایـتـش اندیـشـه را به وادی حـیـرت درآورد هــمــراه بــا تــرنّــمِ لالایــی جــــواد اشک از غـم فـراق به چـشم تر آورد شبها کـنار بـستر نازش به ارمغـان چشمی پُرآب و چشمهای از کوثر آورد جای شگفت نیست که افلاک سر فرود پیـش جلال و شوکت این رهبر آورد ابــر عـنـایـت و کــرم و الـتـفــات او آفــاق را هــر آیــنــه زیـر پــر آورد
: امتیاز
|
![]() |
![]() |
![]() مدح و ولادت امام جواد ( محمد تقی) علیهالسلام
بار دیگر عشق با الفاظ من هـمراه شد باز شعـرم از شعـور تـازهای آگـاه شد نغـمـه و گـلـبـانگ جـانم یا ولی الله شد صحبت از خورشید شد از آسمان از ماه شد فیض نوری آمد وطبع مرا پُر نور کرد جلوۀ ماه رجب قلب مرا مسـرور کرد با گل رویت جهان را باز گلشن کردهای غنچۀ لبخند را غرق شکـفـتن کردهای سـاحـت بـاغ تـولا را مـزیّـن کـردهای دیدۀ خورشید دل را باز روشن کردهای ماهی و هفت آسمان عشق همرنگ تو بود خوب شد زود آمدی خورشید دلتنگ تو بود چـشم تا وا میکنی دنیا سلامت میکند شهر یثرب، کعبه و بطحا سلامت میکند جـبـرئیل از عـالـم بالا سـلامت میکند پلک تا بر هم زنی بابا سـلامت میکند بر خدایی چهرۀ تو بس که او دل باخته گونههای اطهرت از بوسه گل انداخته جود را گفتم صدا میزد که دریایش تویی عـلم را گـفـتم نـدا در داد دانایش تویی عشق را گفتم صدا زد شور وغوغایش تویی «یامن ارجوه لکل خیر» معنایش تویی مهر و ماه آسمان نوری ز مشکات توأند عـالم و آدم گدای جود و خـیرات توأند از کلام وحی گشته نور باران سینهات عـلّمالاسـما بود یک گـوهر گنجـینهات میدرخشد تا قیامت پرچـم سبـزیـنهات پـور اکـثـمهـا هـمه مـاتـند در آئـینهات صحبت از دریا اگر چه در حد این قطره نیست آن که فیض از تو نبرده، ای فروغ دیده کیست؟ مـژدۀ آزادگی را بـر اسـیـران میدهی نور بر آئیـنۀ روشن ضمیران میدهی رشته مروارید را دست فقیران میدهی بهتر از آن را اگر که بر امیران میدهی میکنی بر دشمن دین با کرم روشنگری «قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری» آسـمان خـاک قـدمهـای تو را بر داشته قـبضۀ خـاک تو را بهـر شـفا بر داشته عطر جانبخش تو را با خود صبا برداشته هر که با نـام شـما دست دعـا برداشـته بر روی بال دعای خویشتن گُل میزند با تـولای شـما بـر آسـمـان پُـل میزند من که با ذکـر مـدام تو عـبادت میکنم کی تولای تو را با نفس قسمت میکنم گرچه از هجران کوی تو شکایت میکنم از همینجا با شما قصد زیارت میکنم یا ولـی الله! ای نـور دو عـالـم؛ السّلام یا امین الله، ای فـیـض مـعـظم؛ السّلام آفـتـابـا ذرهات را آسـمـان پــرواز کـن بر محبانت دری از لطف و احسان باز کن در کلام من به وصف خویشتن اعجاز کن توشۀ فـردای رستاخـیز ما را ساز کن گرچه شعر این «وفایی» نیست مانند کمیت هـدیهای آوردهام بهر رئـوف اهل بیت
: امتیاز
|